بیدخ

لغت نامه دهخدا

بیدخ. [ ب َ / ب ِ ی ْ دَ ] ( اِ ) اسب جلد و تند و تیزخیز را گویند. ( برهان ). مؤلف انجمن آراپس از نقل گفته برهان گوید: این لغت ببای عربی غلطاست و تصحیف خوانی کرده اند و هیدخ به هاء و به یای تازی بمعنی اسب جلد و تیز است. و رجوع به هیدخ شود.
بیدخ. [ ب َ دَ ] ( اِخ ) بدون الف و لام، نام زنی است. ( از لسان العرب ):
هل تعرف الدار لاَّل بیدخا
جرت علیها الریح ذیلاً انبخا.( لسان العرب ).

فرهنگ معین

(دَ ) (ص. ) تند و جلد.

فرهنگ فارسی

بدون الف و لام نام زنی است ٠

ویکی واژه

تند و جلد.

جمله سازی با بیدخ

💡 گر رودْزَن رواست امام و نبیدخوار اسپی‌ست نیز آنکه کند کودک از قصب

💡 نبید را چه فسون کرده ای که بر تو نبید نکرد هرگز چون بر نبیدخواران کار

💡 آب‌انبار دودرب بیدخت مربوط به دوره قاجار است و در بیدخت، مرکز شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۵۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 مشتری برجیس دان مریخ شد رزبادراد مانک ماه و زهره بیدخت است و هاله شادورد

💡 دیگر نام این سیاره زهره بوده و در فارسی بیدخت و بیلفت نیز نامیده می‌شد. و واژه بیدُخت در شکل کهن‌تر خود بَغدخت و به معنای «دختر خدا» بوده‌است.

💡 مسجد اراینست، میزیبد امامش جبرئیل خلوت روحانیون را شمع باشد بیدخان

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز