بوارد. [ ب َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ بارد و باردة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). || شمشیرهای بران. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
- مرهفات بوارد؛ شمشیرهای مرگ دهنده. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
بوارد. [ ب َ رِ ] ( اِ ) ترشی باشد که در برابر شیرینی است. ( برهان ). ترشی و حموضت و تیزی. ( ناظم الاطباء ): باب چهارم از بخش نخستین از جزو دوم از گفتار سیوم از کتاب سیوم اندر شناختن منفعت و مضرت بوارد کامه ها و آچالها [آچارها] و آنچه بدین ماند و دفعمضرت آن. ( ذخیره خوارزمشاهی ). چون از انشاد این قصیده فراغ حاصل آمد مائده نهادند مزین به اصناف مطعوم و بوارد به وی راه گشاده. ( تاریخ بیهق ص 161 ). || طبق و دوری. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
(بَ رِ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ بارد، بارده. ۱ - شمشیرهای بران. ۲ - چیزهای سرد و خنک. ۳ - غنیمت های با رنج.
= بارد
( اسم ) جمع بارد و بارده. ۱ - شمشیرهای بران. ۲ - چیزهای سرد و خنک مبردات.یا مرهفات بوارد. شمشیرهای مرگ دهنده.
جِ بارد، بارده.
شمشیرهای بران.
چیزهای سرد و خنگاه کنید
غنیمتهای با رن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از مکانهای تاریخی شهر آبادان میتوان از کلیسای آبادان، سینما نفت، مناطق بوارده و بریم و پالایشگاه نفت آبادان (پالایشگاه نفت آبادان یکی از قدیمیترین پالایشگاههای نفت جهان است)، دانشکدهٔ نفت آبادان نام برد که هر کدام تاریخی گفتنی دارند. با توجه به تصویب منطقهٔ آزاد تجاری اروند مطمئناً یکی از جاذبههای آبادان برای بازدیدکنندگان، جاذبههای تجاری خواهد بود.
💡 در دههٔ ۵۰ خورشیدی فرهنگ شهرنشینی آبادان بهویژه پس از ساخت پالایشگاه بزرگ آبادان تا زمان ملی شدن نفت ویژگیهای یک شهر استعماری را تداعی میکردهاست. محلات آن در این زمان ترکیب جمعیتی جدا و چه بسا متخاصم داشتند. ساکنان بخش مرکزی، احمدآباد و محلهٔ بهمنشیر را گودنشینان و حاشیهنشینان شهری، و محلههای بریم، بوارده را اروپاییان و کارکنان ایرانی مرتبط با آنها تشکیل میدادند.
💡 مرا گوارش احسان گرم ده چو دهی که ممتلی شده ام از بوارد تحسین
💡 از محلههای مشهور آبادان میتوان به احمدآباد، امیری، کوی کارگر، امیرآباد، بریم، بوارده (شمالی و جنوبی)، کارون، کوی ولایت «اروسیه»، کوی لاله، هزاریها، هندیها و سیکلین اشاره کرد.