باتره
لغت نامه دهخدا
باتره. [ ت َ رَ / رِ ] ( اِ ) دف و دایره را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( شعوری ):
خوابت همی ببرد من انگشت از آن زدم
پیش تو بر کناره خوشبانگ باتره.ناصرخسرو.
فرهنگ معین
(تَ رَ ) ( اِ. ) دف، دایره.
فرهنگ عمید
نوعی ساز از خانوادۀ سازهای کوبه ای و شبیه دف.
فرهنگ فارسی
دف، دایره، تبوراک
( اسم ) دف دایره.
ویکی واژه
دف، دایره.
جمله سازی با باتره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باترهات حکمت یونان ترا چکار؟ بس نیست کت نبی و نبی هردو مقتداست