امریه
مترادفها
دستور، فرمان، امر
لغت نامه دهخدا
امریه. [ اَ ری ی َ ] ( اِ ) مأخوذاز تازی، دستور کتبی، گویند: امریه ای صادر کردند.
امریه. [ اَ ری ی َ ] ( اِخ ) از فرقه های غلات شیعه که می گفتند علی ( ع ) در امر رسالت با حضرت رسول شریک است. ( از کتاب خاندان نوبختی ص 250 ).
فرهنگ فارسی
از فرقه های غلات شیعه که می گفتند علی ( ع ) در امر رسالت با حضرت رسول شریک است.
جمله سازی با امریه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از رخدادهای مهم زمان فرمانروایی او لشکرکشی موفقیت آمیزش به مصر بود که او را در آستانه فتح مصر قرار داد. همچنین آزار و اذیت یهودیان یهودیه و سامریه و شورش یهودیان مکابی از دیگر رویداد های زمان او بود.
💡 الاخبار فی الدوله العامریه (در 100 جلد)
💡 بسیاری از دانشجویان رشتههای پزشکی و مهندسی برای گذراندن دوره خدمت سربازی خود، از طریق طرح امریه در سازمانهای دولتی و نظامی فعالیت میکنند.
💡 تصمیم برای شرکت در طرح امریه باید با دقت بررسی شود، زیرا این مسیر ممکن است فرصتهای شغلی دیگر را در آینده محدود کند.
💡 پس از اتمام دوره امریه، متخصصان میتوانند با تجربیات ارزشمند خود در محیطهای عملیاتی، به پیشرفت سیستمهای خدماتی کشور کمک شایانی کنند.