القائی

مترادف‌ها

تلقینی

لغت نامه دهخدا

القائی. [ اِ ] ( ص نسبی ) منسوب به القاء.
- الکتریسیته القائی. رجوع به الکتریسیته شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به القائ الکتریسته القائی

جمله سازی با القائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به همین دلیل گاهی اوقات به جای عبارت «القائیدگی» از «مغناطش» استفاده می‌شود. برای ایجاد مغناطش‌های بزرگ، باید از موادی استفاده شود که تراوایی مغناطیسی بالایی داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران