لغت نامه دهخدا
اسم جمع. [ اِ م ِ ج َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسم عام چون در صورت مفرد و در معنی جمع باشد آنرا «اسم جمع» نامند: دسته، رمه، گله، طایفه، لشکر، عسکر، خیل، فوج.
اسم جمع. [ اِ م ِ ج َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسم عام چون در صورت مفرد و در معنی جمع باشد آنرا «اسم جمع» نامند: دسته، رمه، گله، طایفه، لشکر، عسکر، خیل، فوج.
اسم عام چون در صورت مفرد و در معنی جمع باشد آنرا اسم جمع نامند دسته رمه گله طایفه لشکر.
{collective noun} [زبان شناسی] اسمی با صورت مفرد که بر گروهی از افراد یا اشیا و غیره دلالت می کند
اسمی با صورت مفرد که بر گروهی از افراد یا اشیا و غیره دلالت میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می شود در حالت مستی حواسم جمعتر موجه دریای می شیرازه هوش من است
💡 هر تار به راهی رود از زلف حواسم جمعیت احباب، پریشان شدنی داشت
💡 در سیام تیرماه ۱۳۹۰ در مؤسسه فرهنگی، هنری کارنامه مراسم رونمایی این کتاب برگزار شد. در این مراسم جمعی از اهالی ادب و هنر از جمله نویسندگان، نقاشان و چهرههایی چون محمود دولتآبادی، محمدعلی سپانلو، علی دهباشی، فریده گلبو، پرییوش گنجی، حافظ موسوی و اسدالله امرایی حضور داشتند.
💡 داشت چون سی پاره بی شیرازه جمعیت مرا شد حواسم جمع تا صحبت زهم پاشیده شد
💡 در کشاکش انقلاب فوریه، برای مبارزه با امپراتوری روسیه گروههای مختلف کارگری و دهقانی شکل گرفت که مهمترین آنها سُویِت پتروگراد بود. نام روسی Совет که در زبان فارسی معنای «شوروی» یافت، از همینجا نشأت گرفت. کلمه شوروی اسم جمع شوراها است.
💡 نام الهه آنات در نام های شهر بث آنات و آناتهوث حفظ شده است. به نظر می رسد آناتهوث، اسم جمع این نام باشد، شاید کوتاه شده کلمه خانه و به معنی خانه آناتها باشد، یا اشاره به بسیاری از عبادتگاه های الهه است یا جمع تشدید شدهاست.