استحیاء. [ اِ ت ِح ْ ] ( ع مص ) شرم داشتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). باک داشتن. حیا داشتن. شرمندگی. خجلت. خجل. شرم. حیا کردن. استحاء. || زندگی خواستن. || زنده گذاشتن. ( زوزنی ). استبقاء. زنده داشتن. واگذاشتن. زنده و باقی گذاشتن. ( منتهی الارب ): فلما جأهم بالحق من عندنا قالوا اقتلوا ابناءالذین آمنوا معه و استحیوا نسأهم و ما کیدالکافرین الا فی ضلال. ( قرآن 25/40 ).
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) شرم داشتن، شرم کردن.
( ~. ) [ ع. ] (مص م. ) زنده نگه داشتن.
[ویکی الکتاب] معنی یَسْتَحْیِی: شرم می کند - زنده نگه می دارد (کلمه استحیاء در عبارت "یَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ" به معنای طلب حیات و زندگی است، ممکن هم هست معنای آن این باشد که با زنان شما کارهائی میکردند، که حیاء و شرم از ایشان برود )
معنی یَسْتَحْیُونَ: زنده می گذارند - زنده نگه می دارند (کلمه استحیاء در عبارت "یَسْتَحْیُونَ نِسَاءَکُمْ" به معنای طلب حیات و زندگی است، ممکن هم هست معنای آن این باشد که با زنان شما کارهائی میکردند، که حیاء و شرم از ایشان برود )
ریشه کلمه:
حیی (۱۸۴ بار)
شرم داشتن، شرم کردن.
زنده نگه داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ آتَیْناهُمْ مِنَ الْآیاتِ یعنی من الحسنات و السیئات المذکورة فی سورة الاعراف: وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّیِّئاتِ. فالحسنات: المنّ و السلوی و الماء المنبجس من الحجر بعد الخلاص من فرعون. و السیئات: ما کانوا یلقون، من ذبح اولادهم و استحیاء نسائهم و تعذبتهم.
💡 فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی ای لا تذلّونی و لا تشوّرونی فیهم، من الخزایة و هو الاستحیاء. و قیل: لا تفضحونی فیهم لانّهم اذا هجموا علی اضیافه بالمکروه لحقته الفضیحة. و قوله: فِی ضَیْفِی یعنی فی اضیافی، یقال: هذا ضیفی و هؤلاء ضیفی، أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ ای صالح سدید یأمر بالمعروف و ینهی عن المنکر، استفهام بمعنی الانکار.
💡 نفسی کتبت و ان افشیتها من خجلتی تمشی علی استحیاء