آسفالت کردن
مترادفها
روسازی کردن، قیرآسپالت کردن
ویکی واژه
آسفالتکردن
(ساختمان): پوشاندن سطحی با آسفالت. کارگران، زمین را آسفالت میکردند. «پارسیپور»
جمله سازی با آسفالت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با این حال، کمتر بودن هزینههای سوخت رسانی، بهرهبرداری و تعمیر و نگهداری خودروهای برقی میتواند باعث ایجاد اثر برگشت انرژی شود، در نتیجه ذرات بیشتری آزاد میشود. به عبارت دیگر، کم شدن هزینههای رانندگی کردن موجب تشویق بیشتر به رانندگی میشود و در نتیجه باعث ساییده شدن بیشتر لاستیکها میشود. (هزینههای دیگری از جمله ازدحام رانندگان و انگیزه ناشی از آن، باعث آسفالت کردن بیشتر زمین به منظور گسترش راهها و جادهها میشود)
💡 شهرداری اعلام کرد که فردا صبح عملیات گستردهای برای آسفالت کردن خیابانهای اصلی شهر جهت بهبود وضعیت تردد و جلوگیری از ایجاد دستانداز آغاز خواهد شد.
💡 پس از پایان فصل بارندگی، تیمهای فنی مسئول شروع به آسفالت کردن مسیرهای پر چاله چاله کردند تا امنیت رانندگان در جادههای پر خطر حفظ شود.
💡 برای جلوگیری از گرد و غبار و بهبود ظاهر نمای ساختمان، تصمیم گرفتند تمام محوطه جلوی ورودی اصلی را با دقت بسیار زیاد آسفالت کنند.