آتش‌گون

لغت نامه دهخدا

( آتش گون ) آتش گون. [ ت َ ] ( ص مرکب ) ارغوانی. ارجوانی. احمر. قانی:
ساقیا یک جرعه ای زآن آب آتش گون که من
در میان پختگان عشق او خامم هنوز.حافظ.

فرهنگ عمید

( آتشگون ) آذرگون، آتش فام، آتش رنگ، به رنگ آتش، سرخ رنگ، مانند آتش.

فرهنگ فارسی

( آتشگون ) ( صفت ) برنگ آتش آتشفام آتش رنگ آذرگون.
( آتش گون ) ارغوانی ارجوانی

فرهنگ اسم ها

اسم: آتشگون (دختر) (فارسی) (تلفظ: atashgon) (فارسی: آتشگون) (انگلیسی: atashgon)
معنی: ارغوانی، دختران سرخ روی، به رنگ آتش

ویکی واژه

آتشگون
به رنگ آتش، سرخ مانند آتش. سنگ و آجر داغ... به رنگ آتشگون بوده‌اند. «شهری»
(مجاز): بسیار گرم مانند آتش سوزان، سوزنده.

جمله سازی با آتش‌گون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ماتم شه بطحا سرشک آتش‌گون رود ز دیدهٔ «ترکی» چو دجلهٔ بغداد

💡 سرمستم و تشنه، آب در ده آن آتش‌گون گلاب در ده

💡 آب آتش‌گون بده پرده بسوز از تن خاکی حجابی برفکن

💡 آبِ آتش‌گونه گر بر کف نهند باز نوشد مفتیِ صاحب‌کلام

💡 دل خون شد و آتش زده دارم ز درون پیش آرمیی چو خون که هست آتش‌گون

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز