شاهورد
مترادفها
گراز، خوک وحشی
لغت نامه دهخدا
شاهورد. [ هَْ وَ ]( اِ مرکب ) شادورد. شایورد. هاله و طوق و خرمن ماه. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ). آن بخار که چون ابری گرد ماه در آمده باشد چون سپری. و گروهی سرایچه خوانند و تازیان هاله گویند. ( از آنندراج ):
یکی همچون پرن در اوج خورشید
یکی چون شاهورد از گرد مهتاب.( تحفه اوبهی ).|| اورنگ پادشاهی. || خوابگاه. || نام هفتم گنج خسرو. || نام نوایی از موسیقی. ( ناظم الاطباء ). چهار معنی اخیر در فرهنگهای دیگر دیده نشد.
فرهنگ معین
(وَ ) (اِمر. ) خرمن ماه، هاله.
فرهنگ عمید
= شایورد
فرهنگ فارسی
خرمن ماه هاله.
شادورد شایورد هاله و طوق و خرمن ماه
ویکی واژه
خرمن ماه، هاله.
جمله سازی با شاهورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرتاشس آساطوری شاهوردیان (ارمنی: Արտաշես Ասատուրի Շահվերդյան؛ زادهٔ ۳ مارس ۱۹۵۲) بازیگر اهل ارمنستان است.
💡 آلکساندر ایساهاکی شاهوردیان (ارمنی: Ալեքսանդր Իսահակի Շահվերդյան؛ ) سیاستمدار اهل ارمنستان بود که از تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۲۱ تا تاریخ ۲۳ سپتامبر ۱۹۲۲ سمت وزارت دادگستری ارمنستان را برعهده داشت.
💡 در سال ۹۳۳ ه.ق نیز به متصرفات و قلمرو عمر بیگ کلهر حمله کرد. عمر بیگ به شاهوردی خان والی لرستان پناهنده شد. شاهوردی خان با سپاهیان خویش به مصاف با تیمور خان رفت.