شاه اندازی
مترادفها
پرتاب کردن، بلند کردن
لغت نامه دهخدا
شاه اندازی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) دعویهای بزرگ و بی اساس. لافهای گزاف. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(اَ ) (حامص. ) ۱ - خودپسندی. ۲ - لاف و گزاف.
فرهنگ فارسی
۱ - خودپسندی. ۲ - لاف و گزاف.
ویکی واژه
خودپسندی.
لاف و گزاف.
جمله سازی با شاه اندازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این همه روده درازی شد و شاه اندازی بایَدَم فکرِ پسر مشدیِ طَرّار کنم