سماکار

لغت نامه دهخدا

سماکار. [ س َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سبوکش میخانه را گویند، یعنی خدمتکار شرابخانه. ( برهان ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || مطلق خدمتکار. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ):
زهره ای و مشتری خریدارت
آفتاب و قمر سماکارت.سراج الدین ( از انجمن آرا ).رجوع به سماکاره شود.

فرهنگ معین

(سَ ) (ص. ) خدمتکار، خدمتکار میخانه.

فرهنگ عمید

خدمتکار میخانه، سبوکش میخانه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - خدمتکار شرابخانه سبو کش میخانه. ۲ - مطلق خدمتکار.

ویکی واژه

خدمتکار، خدمتکار میخانه.

جمله سازی با سماکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از پی کسب شرف پیش بناگوش و لبش ماه دیدم رهی و زهره سماکارهٔ دوست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران