اسپید کار

لغت نامه دهخدا

اسپیدکار. [ اِ] ( ص مرکب ) شخصی را گویند که ظروف مس را سفید کند واو را قلعی گر و سفیدگر نیز گویند. ( برهان ). مسگر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شخصی که ظرفهای مسین را سفید میکند قلعی گر سفید گر رویگر مسگر

جمله سازی با اسپید کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رودخانه‌های بلواس(ابوالعباس),تنگ کُرد, هلایجان، آب زردک، صیدون از دامنه‌های غربی، لیراب و سمه از دامنه جنوبی، خرسان و کارون از دامنه‌های شرقی این کوهستان سرچشمه می‌گیرند. بخش عظیمی از این کوهستان را جنگل‌های نسبتاً انبوه پوشانیده و در انتهای آن دریاچه‌ای به نام «بوندان» یا بندان ایجاد شده‌است. منطقه با پوشش جنگلی بسیار خوب و زیبا از غنای زیستی جانوری و گیاهی خوبی برخوردار است و همچنین آبشار توف اسپید و آبشار شیوند از زیبا ترین آبشار های استان خوزستان در این منطقه واقع شده است.

💡 آنها متوجه می‌شوند که فوتوسل‌های پایگاه برای ادامه‌ی کارشان (که حیاتی‌ست) با کمبود سلنیوم مواجه‌اند و به زودی از کار می‌افتند. نزدیکترین حوضچه سلنیوم در ۱۷ مایلی قرار دارد، و از آنجایی که اسپیدی می‌تواند دمای بالای عطارد را تاب بیاورد، داناوان او را برای اینکار می‌فرستد. پاول و داناوان پس از آنکه پنج ساعت از رفتن اسپیدی می‌گذرد، نگران می‌شوند. آنها با استفاده از ربات‌های ابتدایی که در پایگاه یافته‌اند اسپیدی را پیدا می‌کنند و تلاش می‌کنند که اتفاقی که برای او افتاده است را تحلیل کنند.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز