فرهنگ معین
(سَ فْ سَ ) [ ع. ] (ص نسب. ) سو - فسطایی،منسوب به سفسطه، آن که سفسطه کند (پیرو مکتب سوفسطایی ).
(سَ فْ سَ ) [ ع. ] (ص نسب. ) سو - فسطایی،منسوب به سفسطه، آن که سفسطه کند (پیرو مکتب سوفسطایی ).
آن که سفسطه می کند، سوفسطایی.
مکالمه ایست بقلم افلاطون ( قر.۴ ق م. ) که مولف در آن روشهای مباحثه و تعلیمات مدارس مبانی و بیان ایونیه و یونان کبیر را بشدت مورد انتقاد قرار میدهد.
منسوب به سفسطه، آنکه سفسطه کند
( صفت ) ۱ - منسوب به سفسطه: استدلال سفسطی. ۲ - آنکه سفسطه کند سوفسطایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلسفی در کیف و در کم مانده سفسطی در نفی عالم مانده