سفارتخانه
مترادفها
سفارت
لغت نامه دهخدا
سفارتخانه. [ س َ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه ای که در آن هیئت سفارت به اجرای امور سیاسی مربوط بکشور خویش مشغول گردند. ( فرهنگ فارسی معین ). محل جمع شدن نماینده خارجی. مرکز سیاست کشوری.
فرهنگ معین
(س رَ. نَ یا نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) محلی که در آن سفیر و کارمندانش به اجرای امور سیاسی مربوط به کشور خویش مشغول هستند، کنسولگری.
فرهنگ عمید
خانه ای که سفیر و کارمندانش در آنجا به امور سیاسی مربوط به خود اشتغال دارند، جای سفیر.
فرهنگ فارسی
خانه ای که در آن هیئت سفارت به اجرای امور سیاسی مربوط به کشور خویش مشغول گردند.
ویکی واژه
محلی که در آن سفیر و کارمندانش به اجرای امور سیاسی مربوط به کشور خویش مشغول هستند، کنسولگ
جمله سازی با سفارتخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ظبی» نام عربی یک گونه آهوی خاص بومی عرب است که در این منطقه رایج بودهاست. ابو ظبی به معنی مکانی پر از «ظبی» (آهو) است. این شهر پایتخت کشور امارات متحده عربی است و از نظر وسعت بزرگترین امارت آن (۶۷٬۳۴۰ کیلومتر مربع) به شمار میرود و به تنهایی حدود ۸۷ درصد این کشور را دربر گرفتهاست. ابوظبی همچنین از نظر جمعیتی هم بزرگترین شهر امارات متحده عربی است. در ژوئیه ۲۰۱۱، جمعیت آن ۲٬۱۲۰٬۷۰۰ نفر تخمین زده میشود که ۴۳۹٬۱۰۰ نفر آنها (حدود ۲۰٪) شهروند اماراتی هستند. مقر امیر امارات متحده عربی هم در شهر ابوظبی قرار دارد. علاوه بر آن، ابوظبی میزبان بسیاری از شرکتهای نفت، سفارتخانه بسیاری از کشورهای خارجی و کابینه فدرال است.