لغت نامه دهخدا
سعفص. [ س َ ف َ ] ( اِ ) صورت پنجم از صورهشت گانه حروف جُمَّل. بعد از کلمن و قبل از قرشت.
سعفص. [ س َ ف َ ] ( اِ ) صورت پنجم از صورهشت گانه حروف جُمَّل. بعد از کلمن و قبل از قرشت.
(سَ فَ ) [ ع. ] (اِ. ) یکی از ترکیبات جمل (ابجد ) شامل: س ع ف ص.
پنجمین گروه از مجموعۀ کلمات حروف ابجد = ابجد
( اسم ) یکی از ترکیبات جمل ( ابجد ) شامل: س ع ف ص.
یکی از ترکیبات جمل (ابجد)
شامل: س ع ف
💡 قال ابو عبد اللَّه البجلی: کان ابو جاد و هوز و حطی و کلمون و سعفص و قرشت ملوک مدین، و کان ملکهم فی زمن شعیب. کلمون، فلمّا هلک قالت ابنته تبکیه:
💡 بیتربیت، آزادی و قانون نتوان داشت سعفص نتوان خواند، نخوانده کلمن را
💡 سعفص صاع بصاع. و الجزاء بالجزاء. فقال المؤدب لامّه: خذی بیده فلا حاجة له الی المؤدب.