لغت نامه دهخدا
سرتاسری. [ س َ س َ ] ( ص نسبی ) که از یک جانب به جانب دیگر فرارسد: راه آهن سرتاسری ایران.
سرتاسری. [ س َ س َ ] ( ص نسبی ) که از یک جانب به جانب دیگر فرارسد: راه آهن سرتاسری ایران.
که از یکجانب بجانب دیگر فرا رسد راه آهن سرتاسری ایران.
[ویکی فقه] به سومین قطعه از قطعات کفن سرتاسری می گویند.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۷.
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شیوه عمل به ما امکان میداد که پرسشها و پاسخها را ویرایش کنیم و انسجام پاسخها را در نظر داشته باشیم. حتی در مورد مصاحبه تلویزیونهای سرتاسری آمریکا، من این شرط را مطرح و اجرا کردم.
💡 آقاخان سوم در سال ۱۹۲۸ کنفرانس سرتاسری مسلمانان هند را رهبری و ریاست کرد. در همین کنفرانس بود که مسلمانان مانیفست سیاسی خودرا برای آینده و نحوه استقلال شبهقاره هند تدوین کردند. به همین لحاظ آقاخان سوم به عنوان بانی استقلال شبهقاره هند شناخته میشود.
💡 در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۲، آبه وزیر دفاع سابق را در انتخابات داخلی حزب لیبرال دمکرات شکست داد و سپس با یک پیروزی قاطع در انتخابات سرتاسری سال ۲۰۱۲ بار دیگر به نخستوزیری رسید. او نخستین نخستوزیر سابق از زمان یوشیدا شیگه رو است که به این سمت بازمیگردد. در سال ۲۰۱۴، آبه با پیروزی مجدد در انتخابات موفق به حفظ اکثریت دو سومی خود در پارلمان در ائتلاف با حزب کمیتوی نو شد.