سراندرون
مترادفها
بالا، بر فراز، رأس
متضادها
نظم، آرامش، سامان، ترتیب
فرهنگ معین
(سَ. اَ دَ ) (ص مر. )مرموز، حیله گر.
ویکی واژه
مرموز، حیله گر.
جمله سازی با سراندرون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قمری به مژه درون کند شعری را هدهد به سراندرون زند تیر خدنگ
💡 دو رو، زروز مواثیق همچو ایهامی سراندرون به گه مگر، چون معمایی