سر زور

لغت نامه دهخدا

سرزور. [ س َ ] ( ص مرکب ) سرکش و نافرمان. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سذرکش و نافرمان

جمله سازی با سر زور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دولت نتواند که گشاید ز سر زور ار بند نهد دست تو بر پای قدر بر

💡 آن چه بینی که وقتی از سر زور نام داغی نهاد بر تن گور

💡 این قدر از عجز من ای مدعی بر خود مبال چون کنی گر ضعفم آید بر سر زور آوری

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز