فرهنگستان زبان و ادب
{systematic/ systematical} [عمومی] ویژگی آنچه در چارچوب یک سامانه نظم و ترتیب یافته است
{systematic/ systematical} [عمومی] ویژگی آنچه در چارچوب یک سامانه نظم و ترتیب یافته است
ویژگی آنچه در چارچوب یک سامانه نظم و ترتیب یافته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر زرتشتیان تحت تبعیض و آزار سامانمند مسلمانان مجبور به تغییر دین خود میشدند. هنگامی که یک خانوادهٔ زرتشتی به اجبار مسلمان میشد، فرزندانش به مدارس اسلامی فرستاده میشدند تا زبان عربی بیاموزد و دین اسلام را فراگیرد. در مواردی روحانیون زرتشتی مسلمانان را علیه آنچه که بدعتگذاران زرتشتی مینامیدند یاری میکردند.
💡 این اثر از دید آرایه و نما مانند کعبه زردشت و برج زندان پاسارگاد، چهارگوش است. بلندای برج بیش از هفت متر و پهنای هر دیواره آن در پایین چهار متر و در بالا ۴۰/۳ متر است و از سنگ رگه سفید به درازای گوناگون (برخی ۴۴ و برخی ۱۹ سانت) بسیار دقیق، سامانمند و با چیرهدستی ساخته شدهاست.