لغت نامه دهخدا
سال دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بیاد مرده ای یکسال پس از مرگ او اطعامی کردن. اطعام کردن پس از سال مرگ کسی. ( یادداشت مؤلف ).
سال دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) بیاد مرده ای یکسال پس از مرگ او اطعامی کردن. اطعام کردن پس از سال مرگ کسی. ( یادداشت مؤلف ).
(دَ ) (مص ل. ) به یاد مرده یک سال پس از مرگ او اطعام کردن.
( مصدر ) بیاد مرده یکسال پس از مرگ او اطعام کردن.
به یاد مرده یک سال پس از مرگ او اطعام کردن.
💡 و جامه بدرید و رباب بشکست و در خانه ای بنشست و چهل روز هیچ نخورد. پس بیرون آمدو برفت. شاه گفت: آنچه ما را به چهل سال دادند او را به چهل روز دادند.