ساخط

لغت نامه دهخدا

ساخط. [ خ ِ ] ( ع ص ) خشمگین. ( مهذب الاسماء ). خشمناک. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(خِ ) [ ع. ] (اِفا. ) خشمگین.

فرهنگ عمید

خشمگین، خشمناک.

فرهنگ فارسی

دارای سخط خشمناک خشمگین.

جمله سازی با ساخط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ یرید فلا ترضوا عنهم. فَإِنَّ اللَّهَ لا یَرْضی‌ عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ بل یسخط علیهم شما از ایشان خشنود مشوید که خدای از ایشان خشنود نیست و با ایشان ساخط است.

💡 و عن ابی الدرداء انّ النبی (ص) قال یا عویمر ازدد عقلا تزدد من ربک قربا، قلت بابی و امّی یا رسول اللَّه و من لی بالعقل قال اجتنب مساخط اللَّه و ادّ فرائض اللَّه تکن عاقلا ثم تنفّل بالصالحات من الاعمال تزدد من ربک قربا و علیه عزّا.

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز