سائیدگی
مترادفها
فرسایش، ساییدگی، خراشیدگی
لغت نامه دهخدا
سائیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) رجوع به ساییدگی شود.
جمله سازی با سائیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روی این دوره سنگ آیات ۱۷–۲۰ سوره آل عمران را کندهکاری کردهاند. بر روی بخشهای دسترس این سنگهای مرمر که در دو سوی محراب است در طی سدهها مقداری یادگار به خط اشخاص مختلف به مرکب نوشته شدهاست که خود آثاری با ارزش است. البته مقداری هم از یادگارها به علت سائیدگی و کمرنگی ناخواناست و قابل خواندن نیست.