لغت نامه دهخدا
زودباور. [ وَ ] ( ص مرکب )آنکه سخن دیگران را بی درنگ و بی اندیشه می پذیرد و باور می کند. ساده لوح. مقابل دیرباور. ( فرهنگ فارسی معین ). زوداعتقاد و ساده لوح و ساده دل. ( ناظم الاطباء ).
زودباور. [ وَ ] ( ص مرکب )آنکه سخن دیگران را بی درنگ و بی اندیشه می پذیرد و باور می کند. ساده لوح. مقابل دیرباور. ( فرهنگ فارسی معین ). زوداعتقاد و ساده لوح و ساده دل. ( ناظم الاطباء ).
(وَ ) (ص مر. ) ساده لوح.
آن که سخن کسی را زود و بی اندیشه باور می کند، ساده لوح.
ساده لوح، مقابل دیرباور، بدون اندیشه باورکردن
( صفت ) آنکه سخن دیگران را بیدرنگ باور میکند ساده لوح مقابل دیر باور.
زودباور ( ژاپنی: 蒲田行進曲 ) فیلمی به کارگردانی کینجی فوکاساکو است که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد.
• میوری کازاما
• کیکو ماتسوزاکا
• کیزو کانیه
• سونی چیبا
• هیرویوکی سانادا
• اتسوکو شیهومی
ساده لوح.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفتهٔ بازتاب، زودباوری مردم ایران و علاقه به شنیدن اخبار باورنکردنی، مسئلهایست که از دیرباز در ایرانیان دیده میشده و پس از ظهور فنآوری، جدیتر شدهاست.
💡 رواج شایعهها نشاندهندهٔ زودباوری مردم و ظرفیت آنها برای تن دادن به تلقین و همچنین همراهی با جمع است.
💡 دل زودباورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو نیاز خود فزودی
💡 دیگر اهمیت شایعهها در این است که، رواج یک شایعه میتواند اطلاعاتی از میزان زودباوری مردم آن جامعه نسبت به خبری که شکبرانگیز و اثباتنشدهاست، در اختیار کارشناسان و همچنین دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی یک کشور گذاشته و در زمان بحران یا در چهارچوب جنگهای روانی و رسانهای برایشان مفید باشد.