فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) خوش - خوان.
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) خوش - خوان.
( صفت ) خوشخوان خوش الحان.
خوش - خوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به حضرت تو درون تیر کلک مستوفی به مجلس تودرون زهره ساز خنیاگر
💡 چندانکه مه ستاند از آفتاب نور چندانکه زهره سازد با مشتری قران
💡 چندانکه مه ستاند از آفتاب نور چندانکه زهره سازد با مشتری قرآن
💡 سحرگهی که کند زهره ساز چنگ صبوحی نشسته منتظر رقص و های و هوی تو باشم
💡 با گل حدیث گوید با لاله پای کوبد بر مه زره نگارد با زهره ساز دارد