زناء

لغت نامه دهخدا

زناء. [ زِ ] ( ع اِمص ) به لغت نجد زنا و مجامعت با زن به حرامی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زناء ( مص ) شود.
زناء. [ زَ ]( ع ص ) کوتاه گرداندام. || آنکه او را کمیز به شتاب گرفته باشد. یقال: رجل زناء؛ یعنی مرد تنگ آمده به قضای حاجت. فی الحدیث: نهی ان یصلی الرجل وهو زناء. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سایه تنک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سایه کوتاه. ( ازناظم الاطباء ).
زناء. [ زَن ْ نا ] ( ع ص ) زناکار. کثیرالزناء. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
زناء. [ زِ ] ( ع مص ) پلیدکاری کردن. ( ترجمان القرآن ). پلیدکاری. ( دهار ). بی سامانی و پلیدکاری. ( مجمل الغة ). با زن حرام جمع آمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). جفت گردیدن مرد و زن بطور نامشروع. مواقعه نامشروع مرد و زن مشروط بر اینکه وطی به شبهه نباشد و عمداً عمل صورت گرفته باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). || به زنا نسبت کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(زِ ) [ ع. ] (مص ل. ) آمیزش نامشروع مرد و زن.

ویکی واژه

آمیزش نامشروع مرد و زن.

جمله سازی با زناء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ فیه تقدیم و تأخیر، تقدیره، ا فرأیت من اتخذ هواه الهه، کقول الشاعر: کما جعل الزناء فریضة الرجم یعنی کما جعل الرجم فریضة الزناء. قال ابن عباس: لیس بین السماء و الارض اله یعبد ابغض الی اللَّه من هوی متّبع. و فی الخبر عن رسول اللَّه: ثلث مهلکات: شحّ مطاع و هوی متّبع و اعجاب المرء برأیه.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز