زدوخورد
مترادفها
دعوا، نزاع، درگیری، مرافعه، کشاکش
متضادها
صلح، آشتی
لغت نامه دهخدا
زد و خورد. [ زَ دُ خوَرْ / خُرْدْ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) در مقام جنگ مستعمل است. «زد»، زدن زخم و «خورد»، خوردن زخم است. در این لفظ بوی خون می آید. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). زدن و خوردن. ضرب زدن و مورد ضرب واقع شدن. || جنگیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). مبارزه. منازعه.
فرهنگ معین
(زَ دُ خُ ) (اِمر. ) درگیری، نزاع.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - زدن و خوردن ضرب زدن و مورد ضرب واقع شدن. ۲ - جنگیدن.
در مقام جنگ مستعمل است جنگیدن مبارزه
جمله سازی با زدوخورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۲۹۰، پادشاه انگلستان، ادوارد اول فرمانی مبنی بر اخراج تمامی یهودیان از انگلستان صادر کرد. این پیمان در تمامی دوران قرون وسطی، حدود ۳۵۰ سال پابرجا بود. در سال ۱۶۵۶ این قرارداد ملغی گشت. این فرمان تصادفی نبود و بر اساس یک سابقهٔ تاریخی ۲۰۰ سالهٔ زدوخورد در مورد ربا به وجود آمده بود.
💡 نوشتهٔ تارخنویسان سدههای چهارم و پنجم هجری مانند ابوالفضل بیهقی و ابن اثیر نشان میدهد که ترکان غز در اواخر سدهٔ چهارم هجری در آذربایجان بودهاند. سلطان محمود غزنوی این گروه از ترکان را -که در ابتدا هواداری او را میکردند- از آنسوی سیحون به خراسان آورده بود؛ ولی بعدها سر به شورش و نافرمانی گذاشتند. گردیزی مینویسد: «ارسلان به سلطان گفت: این خطا بود که کردی. اکنون که آوردی همه رابکش یا به من ده، انگشتهای نر ایشان را ببرم تا تیر نتوانند انداخت.» به هر روی ایشان از خراسان رانده شدند و پس از چند سال آوردگی در ایران و زدوخوردهای فراوان در نواحی دیگر به آذربایجان رسیدند.
💡 در جریان تظاهرات بزرگ در میدان شهر، زدوخورد میان معترضان و نیروهای امنیتی باعث ایجاد آشفتگی و آسیبهای جسمی برای بسیاری از افراد شد.
💡 پلیس برای جلوگیری از وقوع هرگونه زدوخورد و درگیری شدید میان هواداران دو تیم رقیب، در نزدیکی ورزشگاهها حضور گسترده و مستمر جهت حفظ امنیت داشت.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که اگر راهی برای مذاکره پیدا نشود، احتمال وقوع زدوخورد نظامی میان دو کشور همسایه در آینده بسیار زیاد خواهد بود.