فرهنگ معین
( زخم آور ) (زَ خْ. وَ ) (ص فا. ) مطرب، کسی که بر ساز زَخمه می زند.
( زخم آور ) (زَ خْ. وَ ) (ص فا. ) مطرب، کسی که بر ساز زَخمه می زند.
مطرب، کسی که بر ساز زَخمه میزند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدشمن چو ایمن شدی جای خوفست که زخم آورداندر گشاد از مششدر
💡 ساقی از آن باده یاقوت گون یک دوسه مینا زخم آور برون
💡 چون بربط شد مؤمن در ناله و در زاری بربط ز کجا نالد بیزخمه زخم آور
💡 ز لشکر برآمد سراسر خروش به زخم آوریدند پیلان به جوش
💡 ابتلا رنجیست کان رحم آورد احمقی رنجیست کان زخم آورد