زایشگاه

مترادف‌ها

محل تولد، محل پیدایش

لغت نامه دهخدا

زایشگاه. [ ی ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: زایش + گاه پسوند مکان ). مولد. مؤسسه ای که در آنجا اطباو اسباب برای زایانیدن آبستنها مهیا است. زایشگه.

فرهنگ معین

(یِ ) (اِمر. ) بخش مخصوص زایمان در بیمارستان.

فرهنگ عمید

بیمارستانی که زنان آبستن هنگام زاییدن در آنجا بستری می شوند.

فرهنگ فارسی

بیمارستانی که زنان آبستن رابستری کنند، محل زایش
( اسم ) بیمارستانی که زنان آبستن بهنگام زاییدن در آن جا پرستاری شوند.

ویکی واژه

بخش مخصوص زایمان در بیمارستان.

جمله سازی با زایشگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مؤسسه کشاورزی و دامپروری سوران در سال ۱۳۶۶ در شهرستان مشهد تأسیس شد. این شرکت دارای ۹ سالن به مساحت ۱۵ هزار متر مربع، بیمارستان، زایشگاه، شیردوشی و سردخانه است و ظرفیت تولید روزانه شیر این شرکت در حال حاضر ۱۵ تن است.

💡 سحابی‌ها محل پیدایش و زادگاه ستارگان هستند. به نوعی می‌توان گفت سحابی‌ها هم گورستان و هم زایشگاه ستارگان هستند.

💡 مادر جوان با لبخندی از سر رضایت، پس از ساعت‌ها تلاش و انتظار، نوزاد بی‌نظیر خود را در زایشگاه‌های پیشرفته شهر به آغوش کشید.

💡 مدیریت زایشگاه جدید با بهره‌گیری از پیشرفته‌ترین تجهیزات پزشکی و کادر متخصص، سعی در ارائه بهترین خدمات مراقبتی به مادران و نوزادان دارد.

💡 بسیاری از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند برای تولد فرزند خود، زایشگاه‌های خصوصی و لوکسی را انتخاب کنند که امکانات رفاهی و آرامش بیشتری فراهم می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران