زاموا
لغت نامه دهخدا
زاموا. ( اِخ ) نامی است که آشوریان بر شهر زور ( ولایت طائفه لولوبی ) گذارده اند. ( از تاریخ کرد رشید یاسمی ص 46 ). و در ص 50 از همان کتاب آمده: پارسوا و نمری در سال 828 ق. م. مجدداً بدست آشوریان مفتوح گردید ودر تمام این مدت که ذکر شد ولایت شهر زور ( زاموا ) درتصرف آشوریان بود. و رجوع به ص 49 همان کتاب شود.
ویکی واژه
زاموآ
در آغاز هزاره اول پیش از میلاد، نخستین دولتهای کوچک آریایی در ناحیه زاموآ که مسکن لولوبیان و کوتیان بود در کرانه جنوبی دریاچه ارومیه تشکیل شد. زاموآ ممکن است به دو بخش زام - ئوآ تجزیه گردد و به زبان معیار باستان یعنی زامآباد که گاهی زموآ هم انشاء میگردد.
جمله سازی با زاموا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس آشوریان از دو رود لالو و ادیر عبور کردند. آمکا و کسان وی در کوهها پنهان شدند. ولی آشوریان در دژ وی موسوم به زامرو و دیگر دهکدههای متروک مقدار زیادی اموال گوناگون و از آن جمله مصنوعات مفرغی به دست آوردند. آشوریان دهها تن از جنگجویان آمکا را اسیر کرده با انواع شکنجههای وحشیانه معدوم ساختند. آنگاه به تختگاه شخصی به نام آتا که هیچ ارتباطی با پایداری زامواییان نداشت، لشکر کشیدند. این پادشاهی در دامنههای شمالی نیشپو و محتملاً در نقطهای از ناحیهٔ صحنه قرار داشت.
💡 دایان آشور سردار سلمنسر سوم در لشکرکشی به نواحی دریاچه اورمیه از زاموای داخلی ( ماننا ) و پارسوآ گذشت و به سوی نامار سرازیر شد و در بین راه دژ کوهستانی بوشتو را در مرز ماننا و پارسوآ تصرف کرد.