زاغ پا

لغت نامه دهخدا

زاغ پا. ( اِ مرکب ) زاغ پای. کنایه از طعنه و سرزنش باشد. ( برهان قاطع ) ( غیاث اللغات ). و با لفظ زدن مستعمل میشود. ( آنندراج ). طعنه. ملامت. سرزنش. طنز:
زاغ زبانی که ز فر همای
کبک روان رابزند زاغ پای.امیرخسرو ( از آنندراج ).کبک خرامنده بصحن سرای
کبک روان را بزده زاغ پای.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(اِمر. ) کنایه از: سرزنش.

فرهنگ عمید

طعنه، سرزنش، ملامت: کبک خرامنده به صحن سرای / کبک روان را بزده زاغ پای (امیرخسرو: لغت نامه: زاغ پا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرزنش طعنه.
کنایه از طعنه و سرزنش باشد

ویکی واژه

کنایه از: سرزنش.

جمله سازی با زاغ پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صحن هر باغی نگر لشکر گه جمهور زاغ پای هر زاغی نگر مسمار زرق آبگیر

💡 به هنگام رفتار بالای تو تگ کبک را زاغ پا می زند

💡 ز عالم زاغ پا بیرون نهاده خروس از صبحدم در شک فتاده

💡 جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ طاووس سوده است به منقار زاغ پا

آرتیست یعنی چه؟
آرتیست یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز