زادبوم
مترادفها
وطن، میهن، دیار، سرزمین
متضادها
غربت، بیگانگی
لغت نامه دهخدا
زاد بوم. ( اِ مرکب ) محمول بر قلب یعنی وطن و زمینی که در آن متولد شود. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). وطن. مولد. ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 36 ):
آن را که بر مراد جهان نیست دسترس
در زاد بوم خویش غریب است و ناشناس.سعدی ( گلستان چ فروغی ).و رجوع به زاد و زاد و بوم شود.
فرهنگ معین
(اِمر. ) زادگاه، میهن.
فرهنگ عمید
میهن، وطن، محل تولد، زادگاه، جایی که شخص در آنجا زاییده شده و مٲوی گرفته: آن را که بر مراد جهان نیست دسترس / در زادبوم خویش غریب است و ناشناس (سعدی: لغت نامه: زادبوم ).
فرهنگ فارسی
زادوبوم، میهن، وطن، محل تولد، زادگاه
( اسم ) مسقط الراس زادگاه. توضیح: [[ زاد و بوم ]] که متداول شده صحیح نیست.
محمول بر قلب یعنی وطن و زمینی که در آن متولد شود وطن مولد
ویکی واژه
زادگاه، میهن.
جمله سازی با زادبوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زادبوم آرچیها ۲۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا و در حوزه رود قرهقویسو کوهستان قفقاز قرار دارد.
💡 پرهای بدن این پرنده قهوهای متمایل به سرخ است. تنها پرهای سینه و قسمتی از پشت سیاه رنگ است. نوک آنها سیاه میباشد. مقدار تخم آنها ۱۶ عدد و به رنگ سبز زیتونی میباشد. این اردک به سختی راه میرود. بیشتر اوقات در آب به سر میبرد و زادبوم آنها شمال اروپاست.
💡 آل برهان از عربهایی بودند که از زادبومشان، عربستان به مرو کوچیدند و ریشه خود را به عمر بن خطاب، خلیفه دوم میرسانند. در متنهای تاریخی از آنها گاه با لقب امام و گاه با لقب سلطان یاد شدهاست. آل برهان را در بخارا صدر جهان و صدر شریعت نیز میخواندند.
💡 چنین گفت میرین برین زادبوم جهان آفرین تا پی افگند روم
💡 چنان مرد غریبم در جهان خوار به یاد زادبوم خویش بیمار