رزستان

لغت نامه دهخدا

رزستان. [ رَ زِ ] ( اِ مرکب ) تاکستان. ( نفائس الفنون ). موستان. موزار. باغ انگور. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تاکستان موستان موزار باغ انگور

جمله سازی با رزستان

💡 مخورباده‌که‌آن‌خونی‌است کزشخص جوانمردان زمین‌خورده‌است‌وبیرون داده از خاک رزستانش

💡 چون ترا دیدم از پیش بدین زاری کردم از پیش رزستانت دیواری

💡 بگزیدهٔ پیر مغان رندی است از بخت جوان کز طفلیش مام جهان زاب رزستان پرورد