فرهنگستان زبان و ادب
{memory trace, trace} [روان شناسی] ساختی (construct ) فرضی از خاطرات یا رخدادهای عصب شناختی مربوط به آن که تصور می شود در مغز وجود دارد
{memory trace, trace} [روان شناسی] ساختی (construct ) فرضی از خاطرات یا رخدادهای عصب شناختی مربوط به آن که تصور می شود در مغز وجود دارد
ساختی (construct) فرضی از خاطرات یا رخدادهای عصبشناختی مربوط به آن که تصور میشود در مغز وجود دارد.
💡 به لشگر سپهدار دشنام داد بسی بر به بیغارشان کردیاد
💡 یک امشب درنگ آر تا صبحدم کنم هرچه باید همی کردیاد
💡 به تکبیر یزدان زبان برگشاد به پاکی خدا را بسی کردیاد
💡 تا دل به یار پیوست دیگر نکردیادم با سرچه کاردارد دستی که در کمر شد