اب پز کردن

مترادف‌ها

جوش آوردن، جوشاندن

فرهنگستان زبان و ادب

آب پز کردن
{boiling} [علوم و فنّاوری غذا] پختن مواد غذایی در آب جوش یا سایر مایعات حاوی آب

جمله سازی با اب پز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ این فتنه ایدر عذاب کردن کافران است مسلمانان را و اسیر بودن و بر کفر داشتن.

💡 کیفیت‌ گل‌ کردن این غنچه به رنگی‌ست کز حیرت سرشار توان آینه‌ها بست

💡 هزار بار بگفتم نزاریا که سفر نه کار توست نباید که امتحان کردن

💡 در پیش دام و دد معوا نتوان کردن زین جای مخوف ای جان رو جانب مامن‌ها

💡 این شماره با متمرکز کردن جرم همه موادی از کهکشان که درون مدار خورشید جای دارند در مرکز کهکشان بدست آمده‌است.

💡 مادر قبل از اینکه تمام اعضای خانواده از خواب بیدار شوند، مشغول اب پز کردن برای تهیه چای گرم و خوش‌عطر در آشپزخانه کوچک خانه بود.

💡 در کمپینگ‌های جنگلی، اب پز کردن برای تهیه قهوه صبحگاهی، یکی از اولین کارهایی است که نیروهای امدادی پس از استقرار در محل انجام می‌دهند.

💡 او قبل از شروع پختن پاستا، مدت زمان زیادی را صرف اب پز کردن در قابلمه بزرگ و استیل خود در روی شعله‌های آتش کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران