رداپوش

لغت نامه دهخدا

رداپوش. [ رِ ] ( نف مرکب ) پوشنده و دربرکننده ردا. که ردا بپوشد. که ردا دربرکند. || کنایه از زاهد و درویش. ( از فرهنگ زلیخای جامی ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پوشنده و در بر کننده ردا یا کنایه از زاهد و درویش.

جمله سازی با رداپوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ردای دلبری افکنده بر دوش فدای خاک پایش صد رداپوش

💡 مسعودی در شرح مقامات آورده است که: هنگامی که مهدی (خلیفه ی عباسی) به بصره وارد شد، ایاس بن معاویه را که نوجوانی بود، دید که پیشاپیش چهار صد تن از عالمان و رداپوشان پیش می آید.

💡 ز عکس سبزه، پیرانش رداپوش جوانان در زمرد، گوش تا گوش

💡 گفت آخوند رداپوش عمامه به سری که فلان سخت طرفدار عمامه‌ست و عباست

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز