ربودگی
مترادفها
دزدی، سرقت، ربایش
متضادها
امانت، بازگرداندن
لغت نامه دهخدا
ربودگی. [ رُ دَ / دِ ] ( حامص ) غارت و تاراج. ( ناظم الاطباء ). خُلْسه. نهرة. ( منتهی الارب ). || دزدی. || غنیمت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
غارت و تاراج یا دزدی
جمله سازی با ربودگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لیک می دید ازو ربودگیی واندر آن هر دمش فزودگیی
💡 پلیس پس از بررسی دقیق صحنه جرم و یافتن سرنخهای مهم، توانست پرونده پیچیده ربودگی آن کودک را در کمترین زمان ممکن حل کند.
💡 افزایش نرخ ربودگی در مناطق پرجمعیت، باعث شده است که شهروندان با نگرانی بیشتری در خیابانها تردد کنند و امنیت خود را جدی بگیرند.
💡 قانونگذار برای مقابله با جرایم ربودگی، مجازاتهای بسیار سنگین و بازدارندهای را در قانون مجازات اسلامی برای مجرمان در نظر گرفته است.