فرهنگستان زبان و ادب
رأی دهی
{vote , voting} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عمل رأی دادن
رأی دهی
{vote , voting} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عمل رأی دادن
عمل رأی دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخیها عضو کنگره ال بیل را یک سیاستمدار محافظهکار و برخیهای دیگر وی را یک میانهروی میدانستند. مطالعهای که رالف نیدر پیرامون سابقه رأیدهی بیل در ۱۹۷۲ میلادی انجام داد، میگوید: «به مشکل میتوان گفت که وی چگونه سیاستمداری است. وی در بیشتر موارد، بهویژه قوانین مرتبط با اقتصادی، به سوی محافظهکاری گرایش دارد. اما زمانی که صحبت از مسائل مردمی میشود، بهویژه مسائل مرتبط با جوامع ستمدیده آمریکایی، بیل یک لیبرال است».
💡 در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۶، علیاصغر عنابستانی، عضو ستاد رئیسی و مشاور عالی شهردار مشهد، در واکنش به اظهارات مشاور وزیر کشور، طی نامهای به رحمانی فضلی، توضیحات مشاور او در مورد کمبود تعرفه را فرار به جلو خواند و جلوگیری عمدی دولت از رأیدهی حدود ۴ میلیون نفر عمدتاً در استانهایی که ابراهیم رئیسی طبق نظرسنجیها رأی بیشتری داشته را محرز خواند. او گفت علیرغم چاپ ۱۱ میلیون تعرفه اضافی از طرف دولت، این تعرفهها به موقع به حوزههای رأیگیری رسانده نشده است.