رأیدهی
مترادفها
رایگیری
فرهنگستان زبان و ادب
رأی دهی
{vote , voting} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عمل رأی دادن
ویکی واژه
عمل رأی دادن.
جمله سازی با رأیدهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخیها عضو کنگره ال بیل را یک سیاستمدار محافظهکار و برخیهای دیگر وی را یک میانهروی میدانستند. مطالعهای که رالف نیدر پیرامون سابقه رأیدهی بیل در ۱۹۷۲ میلادی انجام داد، میگوید: «به مشکل میتوان گفت که وی چگونه سیاستمداری است. وی در بیشتر موارد، بهویژه قوانین مرتبط با اقتصادی، به سوی محافظهکاری گرایش دارد. اما زمانی که صحبت از مسائل مردمی میشود، بهویژه مسائل مرتبط با جوامع ستمدیده آمریکایی، بیل یک لیبرال است».
💡 در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۶، علیاصغر عنابستانی، عضو ستاد رئیسی و مشاور عالی شهردار مشهد، در واکنش به اظهارات مشاور وزیر کشور، طی نامهای به رحمانی فضلی، توضیحات مشاور او در مورد کمبود تعرفه را فرار به جلو خواند و جلوگیری عمدی دولت از رأیدهی حدود ۴ میلیون نفر عمدتاً در استانهایی که ابراهیم رئیسی طبق نظرسنجیها رأی بیشتری داشته را محرز خواند. او گفت علیرغم چاپ ۱۱ میلیون تعرفه اضافی از طرف دولت، این تعرفهها به موقع به حوزههای رأیگیری رسانده نشده است.
💡 فرآیند رأیدهی در انتخابات ریاست جمهوری، یکی از مهمترین مراحل در یک سیستم دموکراتیک برای تعیین مسیر آینده و انتخاب رهبران کشور محسوب میشود.
💡 سازمانهای بینالمللی نظارتی وظیفه دارند بر سلامت و شفافیت فرآیند رأیدهی در کشورهای مختلف نظارت کنند تا از هرگونه تقلب و بیعدالتی جلوگیری شود.
💡 برای افزایش مشارکت شهروندان در انتخابات محلی، دولتها باید روشهای جدید و آسانتری را برای فرآیند رأیدهی از طریق اینترنت و سامانههای الکترونیک فراهم کنند.