رأیآور
مترادفها
تأثیرگذار، نظرساز
فرهنگستان زبان و ادب
رأی آور
{vote getter/ vote-getter} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نامزد یا موضوعی که می تواند در انتخابات موفق به جذب آرای بیشتر شود
ویکی واژه
نامزد یا موضوعی که میتواند در انتخابات موفق به جذب آرای بیشتر شود.
جمله سازی با رأیآور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این دوره فهرست ائتلاف برای فردا با بالاترین رای پیروز انتخابات نهمین دوره اتاق بازرگانی تهران شد و با رأیآوری ۴۰ کاندیدای موجود در لیستِ ائتلافش در انتخابات اتاق بازرگانی تهران پیروزی قاطعانهای کسب کرد و هر ۴۰ کاندیدای این ائتلاف به اتاق بازرگانی تهران راه پیدا کردند.
💡 استفاده از شعارهای هیجانی و جذاب در مبارزات انتخاباتی معمولاً میتواند برای کاندیداهای مختلف بسیار رأیآور باشد، اما لزوماً به معنای مدیریت درست نیست.
💡 آن سخنرانی پرشور در میادین عمومی، برای بسیاری از رایدهندگان بسیار رأیآور واقع شد و باعث شد که او در انتخابات بعدی پیروز میدان شود.
💡 سیاستمداران دائماً به دنبال یافتن برنامههایی هستند که در کوتاهمدت بسیار رأیآور باشند، حتی اگر این برنامهها در بلندمدت برای اقتصاد کشور مناسب نباشند.