ویکی واژه
نظریه، نگره، تئوری، پارادایم.
گوینده، گوشزد کننده، بخاطر آورنده. دیدمان ممکن است به دو بخش دیدِم - آن قابل تجزیه باشد و استنتاج کلی یعنی بسیار گوینده یا بسیار تکرار کننده است.
نظریه، نگره، تئوری، پارادایم.
گوینده، گوشزد کننده، بخاطر آورنده. دیدمان ممکن است به دو بخش دیدِم - آن قابل تجزیه باشد و استنتاج کلی یعنی بسیار گوینده یا بسیار تکرار کننده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسیاری از نمونههای مشهور هنر دیدمانی سیاه و سفید رسم شدهاند، به این دلیل برخی آن را انتزاعی میدانند. بینندهای که به آثار این سبک مینگرد، ممکن است حرکت، چشمک زدن، خاموش و روشن شدن، چرخش، لرزش یا جهش مشاهده کند.
💡 نگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیرد ز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم