دیدمان
ویکی واژه
نظریه، نگره، تئوری، پارادایم.
گوینده، گوشزد کننده، بخاطر آورنده. دیدمان ممکن است به دو بخش دیدِم - آن قابل تجزیه باشد و استنتاج کلی یعنی بسیار گوینده یا بسیار تکرار کننده است.
جمله سازی با دیدمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از نمونههای مشهور هنر دیدمانی سیاه و سفید رسم شدهاند، به این دلیل برخی آن را انتزاعی میدانند. بینندهای که به آثار این سبک مینگرد، ممکن است حرکت، چشمک زدن، خاموش و روشن شدن، چرخش، لرزش یا جهش مشاهده کند.
💡 نگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیرد ز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم
💡 اگر بتوانیم با همکاری یکدیگر، دیدمان را نسبت به آینده تغییر دهیم و به فرصتها بیشتر از تهدیدها نگاه کنیم، میتوانیم مشکلات فعلی را به راحتی حل کنیم.
💡 تغییر در دیدمان نسبت به مسائل محیط زیستی و اهمیت حفظ منابع طبیعی، میتواند مسیر حرکت ما به سمت توسعه پایدار را در سالهای آینده کاملاً عوض کند.
💡 ما باید تلاش کنیم تا دیدمان را از محدودههای کوچک محلی فراتر برده و نگاهی جامع و جهانی به مسائل پیچیده بشری و علمی در دنیای امروز داشته باشیم.