دژک

لغت نامه دهخدا

دژک. [ دُ ژَ ] ( اِ مصغر ) مصغر دژ. غده کوچک. || آبله که به سبب کار کردن و راه رفتن بر دست و پا بهم رسد. ( برهان ). تاول. || گرهی که در وقت تابیدن ریسمان و یا ابریشم و امثال آن بر آن افتد. ( برهان ). گرهی که به ریسمان از بافتن افتد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). گره: عقده؛ دژک نی. گره آن. دژک ساق؛ قوزک آن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(دُ ژَ ) (اِمصغ. ) ۱ - غده. ۲ - آبله، تاول.

فرهنگ عمید

۱. آبله، تاول.
۲. غده، غدۀ کوچک.
۳. گره.
= دِزک

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - غده کوچک. ۲ - آبله که بسبب کار کردن و راه رفتن پدید آید تاول ۳ - گرهی که در وقت تابیدن ریسمان ابریشم و مانند آن بر آنها افتد.

جمله سازی با دژک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آژانس دوستی مجموعه‌ای تلویزیونی به کارگردانی گروهی مشتمل بر احمد رمضان‌زاده، محرم زینال‌زاده، حمیدرضا صلاحمند، امیر قویدل، کاوه دژکام و اکبر منصور فلاح ساخته شد و در سال ۱۳۷۸ از شبکه ۱ سیما پخش گردید. این سریال همچنین از شبکه آی‌فیلم بازپخش شده‌است.

💡 از ایشان دژک گشت سالار کوه فرع را بخواند از میان گروه

💡 یکی نامه نوشت از ویس دژکام به رامین نکوبخت و نکونام

💡 بگفت این زمان جای آرام نیست مرا جز به گنجینه دژکام نیست

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز