دوپهلو

لغت نامه دهخدا

دوپهلو. [ دُ پ َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) دارای دوتا پهلو. دارای دوضلع. دوسو. || کنایه است از سخن نیش دار و باکنایه. سخنی که از سر دورویی و دورنگی باشد. دورو. دورنگ: کلام ذووجهین؛ عبارات دوپهلو، حرفهای دوپهلو یا سخنان دوپهلو، که موهم دو معنی است. ( یادداشت مؤلف ). || توأم. ( یادداشت مؤلف ):
با دیوابوالمظفر کسبه به حق و داد
سیب دونیم کرده و گوز دوپهلوی
تو گنده مغز شعری و وی گنده مغز شرع
باوی به گنده مغزی همچون ترازوی.سوزنی.

فرهنگ معین

(دُ. پَ ) (ص مر. ) کنایه از: دارای دو مفهوم متفاوت.

فرهنگ فارسی

دارای دو تا پهلو.

جمله سازی با دوپهلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولی مطالعه بنیاد همیاری کوکران، یافته‌های مؤثر بودن یا نبودن دعا در بیماری‌ها را دوپهلو دانسته و شواهد تأیید کننده یا رد کننده را کافی نمی‌داند.

💡 درخموشی لفظ ومعنی قابل تفریق نیست حرف بیرنگ ازگشاد لب دوپهلو می‌شود

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز