لغت نامه دهخدا
دهشور. [ دَ / دِ هَِ وَ ] ( ص مرکب ) جوانمرد و سخی و کریم. ( از ناظم الاطباء ).
دهشور. [ دَ / دِ هَِ وَ ] ( ص مرکب ) جوانمرد و سخی و کریم. ( از ناظم الاطباء ).
جوانمرد و سخی و کریم.
دهشور نام گورستانی پادشاهی در کرانه غربی رود نیل در ۴۰ کیلومتری جنوب قاهره پایتخت مصر است. این منطقه را بیشتر به خاطر وجود هرم های باستانی آن که از جمله قدیمی ترین و بهترین هرم های بر جای مانده هستند، می شناسند. تاریخ ساخت این هرم ها، که بیشتر توسط فرعون های دودمان چهارم مصر ساخته شدند، میان ۲۶۱۳ تا ۲۵۸۹ پیش از میلاد و ۱۹۲۹ تا ۱۸۹۵ پ. م. است.
💡 او نخستین هرم را در دهشور ساخت(هرم سیاه)، ولی برای پارهای مشکل ساختش رها شد. پس از پانزده سال که از پادشاهی او میگذشت، فرعون تصمیم به ساخت هرم دیگری در هواره گرفت. هرم دهشور برای خاکسپاری چند تن از زنان دودمان پادشاهی به کار گرفته شد.
💡 آمنمحات هرمش را در محوطه گورستانی دهشور بنا کرد. هرم آمنمحات دوم در نزدیکی هرم سرخ فرعون سنفرو قرار دارد.