دلپسندی

لغت نامه دهخدا

دل پسندی. [ دِ پ َ س َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت دلپسند. مطبوعی. دلپذیری. مقبولی:
خریدندش به چندان دلپسندی
رساندندش به چرخ از سربلندی.نظامی.رجوع به دلپسندی شود.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت دلپسند. مقبولی.

جمله سازی با دلپسندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو که از پای تا سر دلپسندی به راز لعل لبها نوشخندی

💡 خریدندش به چندان دلپسندی رساندندش به چرخ از سربلندی

💡 راستی کن تا به دلها جا کنی، کز راستی پندهای تلخ واعظ، دلپسندی یافته