دلقک‌بازی

مترادف‌ها

لودگی، مسخره‌بازی

متضادها

وقار، متانت، جدیت

لغت نامه دهخدا

دلقک بازی. [ دَ ق َ ] ( حامص مرکب ) عمل دلقک. مسخره بازی. رجوع به دلقک شود.

فرهنگ فارسی

عمل دلقک مسخره بازی.

فرهنگستان زبان و ادب

{clowning} [هنرهای نمایشی] انجام حرکات خنده آور و غیرجدی در نمایش ها و سیرک ها

ویکی واژه

انجام حرکات خنده‌آور و غیرجدی در نمایش‌ها و سیرک‌ها.

جمله سازی با دلقک‌بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «به رغم تمام تلاش‌های دادستانی، همه می‌توانستند ببینند که این مرد «هیولا» نیست، بلکه صرفاً یک دلقک است. و از آنجا که چنین برداشتی برای کل این امر خطیر (محاکمه) مهلک بود و ابراز و تبیین این برداشت هم - با توجه به عذابی که آیشمن و امثال او بر سر میلیون‌ها انسان آورده بودند - بسیار دشوار می‌نمود، بدترین دلقک‌بازی‌های او به ندرت مورد توجه قرار گرفتند و تقریباً هرگز گزارش نشدند.»

💡 سیاستمداران نباید در مواجهه با مشکلات جدی مردم با دلقک‌بازی و شوخی‌های بی‌مورد، سعی در کوچک شمردن بحران‌های موجود در جامعه داشته باشند.

💡 او مدام با دلقک‌بازی و رفتارهای عجیب خود سعی می‌کرد توجه همه را به سمت خود جلب کند، اما این کار باعث بی‌احترامی دیگران شد.

💡 در آن جلسه بسیار مهم و رسمی، دلقک‌بازی‌های بی‌محل او باعث شد که تمام اعضای هیئت مدیره نسبت به توانایی‌های حرفه‌ای او دچار تردید جدی شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران