دفتر ثبت
مترادفها
دفتر اسناد
فرهنگستان زبان و ادب
{logbook} [حمل ونقل هوایی] هریک از دفترهایی که در آن پیشینۀ عملکرد وسیلۀ نقلیه یا خدمۀ آن یا سامانه های عملکردی مهم آن ثبت و ضبط می شود
ویکی واژه
registro
schedario
جمله سازی با دفتر ثبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیشتر کارهای او در دفتر ثبت اختراعات مربوط به انتقال سیگنالهای الکتریکی و هماهنگسازی الکتریکی و مکانیکی زمان بود. این دو موضوع فنی، بهوضوح در آزمایشهای فکری او حضور داشتند و در رسیدن اینشتین به ایدههای انقلابی او دربارهٔ ماهیت نور و ارتباط بنیادین فضا و زمان نقش داشتند.: 377
💡 بعد از دوران تحصیلی جکسون در دفتر ثبت اختراعات به عنوان منشی در لندن مشغول شد و شغلی برای هوسمن پیدا کرد.
💡 برای انتقال مالکیت رسمی ساختمان و زمین، مراجعه به دفتر ثبت اسناد و املاک و انجام تمامی مراحل قانونی و اداری الزامی و بسیار ضروری است.
💡 مراجعین باید پیش از مراجعه به دفتر ثبت، تمامی مدارک شناسایی و اسناد مالکیت خود را جهت جلوگیری از اتلاف وقت در ترتیب مناسب قرار دهند.
💡 کارمندان مسئول در دفتر ثبت موظف هستند که با دقت بسیار بالا، تمامی اطلاعات وارد شده در اسناد رسمی را با مدارک ارسالی تطبیق دهند.