درمانگاهی
فرهنگستان زبان و ادب
{clinical} [پزشکی] مربوط به درمانگاه
ویکی واژه
مربوط به درمانگاه.
جمله سازی با درمانگاهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علم پزشکی را نزد پدر و عمویش آموخت و با تجربه و دانشاندوزی چندسالهاش به پزشکی ممتاز تبدیل شد. او حدود ۷۰ سال از عمرش را به گوشهنشینی گذراند و برخلاف دیگر پزشکان آن زمان، هیچ دوستی و نزدیکی با درباریان نداشت. بر پایهٔ منابع تاریخی او درمانگاهی را برای درمان بیماران برپا کرده بود و بهطور رایگان آنان را معالجه مینمود. از آثار او میتوان کتاب «زادُ المُسافر، اَلاِعتماد و اَلتّعریف بِصَحیح التّاریخ» را ذکر نمود.
💡 شود حاصل ثوابی بی عظیمش به رحمت گر کند درمانگاهی
💡 پزشکان متخصص با ارائه خدمات درمانگاهی به طور رایگان، به بهبود وضعیت سلامت ساکنان مناطق محروم و نیازمند کمکهای پزشکی رسیدگی میکنند.
💡 بسیاری از روستاهای دورافتاده به خدمات درمانگاهی اولیه دسترسی ندارند که این موضوع باعث افزایش مشکلات سلامتی در میان اهالی شده است.
💡 مدیریت بیمارستان اعلام کرد که تمامی پروتکلهای درمانگاهی باید با دقت بسیار بالا و طبق استانداردهای جهانی در تمام بخشها رعایت شوند.