دخترخاله
لغت نامه دهخدا
دخترخاله. [ دُ ت َ رِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دختر خواهر مادر.
فرهنگ فارسی
دختر خواهر مادر
جمله سازی با دخترخاله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او دخترخاله روچاما مارتون، روانشناس و فعال حقوق بشر اسرائیلی است.
💡 او در سال ۱۳۲۳ در گراش با دخترخالهٔ خود، قمرخانم اقتداری فرزند قهرمانخان اقتداری، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، پنج فرزند به نامهای افشین، پروانه، میترا، امید و آرزو بود که از این بین، پروانه در خردسالی درگذشت و چهار فرزند دیگر در قید حیات میباشند.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به پسر شیخ، دانتون، دخترخاله ورشویی من، این زن را به چنگ میآورم و جلادان هم میمیرند اشاره نمود.
💡 مسلمانان ساره را خواهر ناتنی ابراهیم نمیدانند. در روایتی آمدهاست که ساره دخترخالهٔ ابراهیم بود و بعد با او ازدواج کرد.