لغت نامه دهخدا
دارالعلم. [ رُل ْ ع ِ ] ( ع اِ مرکب ) آموزشگاه.
|| لقب شهرهایی که در آنها حوزه علمیه بوده است مانند قم، نجف، اصفهان و...
دارالعلم. [ رُل ْ ع ِ ] ( ع اِ مرکب ) آموزشگاه.
|| لقب شهرهایی که در آنها حوزه علمیه بوده است مانند قم، نجف، اصفهان و...
(رُ لْ عِ ) [ ع. ] (اِمر. ) ۱ - مدرسة عالی، دانشگاه. ۲ - کتابخانه.
۱. سرای دانش.
۲. آموزشگاه.
۳. شهری که در آن حوزۀ علمیه باشد، مانند قم و نجف.
کتابخانه ای که بامر جعفر بن محمد ( ف. ۹۴٠ م. ) در موصل ایجاد شد.
۱- جایی که در آن علوم عالی تدریس کنند دار العلوم مدرسه عالی دانشگاه. ۲- شهری که در آن حوزه علمیه دایر باشد ( مانند قم نجف اصفهان شیراز ) ۳- کتابخانه.
آموزشگاه
دارُالعِلم
در لغت به معنای «سرای دانش». در فرهنگ های فارسی برای آن معانی گوناگونی ذکر شده است، ازجمله: ۱. آموزشگاه؛ ۲. شهرهایی که در آن ها حوزۀ علمیه بوده است، مانند قم، نجف، اصفهان؛ ۳. عنوان شهر شیراز در عهد قاجاریه؛ ۴. کتابخانه ای در موصل؛ ۵. برابر با دارالحِکمه در قاهره و بیت الحکمه در بغداد؛ ۶. دانشگاه.
مدرسة عالی، دانشگاه.
کتابخانه.
💡 در اوایل دوران اسلامی شاهان آل بویه که شیراز را تختگاه خود کرده بودند به آبادانی شهر گور نیز همت گماشتند. به فرمان عضدالدوله دیلمی، مسجد جامع و بیمارستان مناسبی در شهر ساخته شد. همچنین ابومنصور بهرام بن مافنه وزیر خوشنام ابوکالیجار دیلمی در این شهر کتابخانه بزرگی را به نام دارالعلم با نوزده هزار جلد کتاب نفیس وقف کرد که تنها چهار هزار جلد آن به خط ابوعلی و ابوعبدالله بن مقله بود.
💡 طباطبایی پس از گذراندن مقدمات علوم در ۱۸ سالگی، وارد دارالعلم اصفهان شد و از ابو المعالی، سید مدرس و سید محمدباقر درچهای سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب را آموخت. همچنین چندین سال از حکیم میرزا جهانگیر خان قشقائی و محمدکاشانی حکمت و فلسفه و کلام و منطق آموخت و پس از هشت سال اقامت در اصفهان، به نجف رفت و پس از آن بیش از ۳۰ سال در شهر خود بروجرد، به تحقیق و تدریس پرداخت.
💡 تشکر میکنم از شخص تو، ای منبع دانش که دارالعلم ما را مدح گور و مدح خوانستی
💡 دهشتک رئیس بیمارستان جندی شاپور و میخائیل برادرزادهٔ او، هر دو از پزشکان مشهور عصر اول عباسیان و ساکن بغداد و از برخورداران دارالعلم جندیشاپور بودهاند.
💡 ز قبرستان دارالعلم شیراز که می خوانند خاک اولیایش