خولنجان
لغت نامه دهخدا
خولنجان. [ ل َ ] ( اِ ) خاولنجان. خسرودارو. قره قاف. ( یادداشت بخط مؤلف ) ( از برهان قاطع ). بیخی است سرخ تیره رنگ و پرگره و تندطعم و لذید و با اندک عطریه و از هند و روم خیزد و گویند از آشیان باز و در سواحل دریا برمی آرند و نبات او معلوم نیست و مؤلف تذکره گوید نبات او بقدر ذرعی و برگش مثل برگ خرفه و گلش ذهبی است و غلیظ،و پرگره را خولنجان قصبی نامند و بی گره را که باریک و صلب است عقابی و قسم اخیر بهتر و قوتش تا هفت سال باقی می ماند در آخر دوم گرم و خشک و مقوی معده و احشاء هاضمه و باه و ماسک بول و بغایت کاسر ریاح و جهت قولنج و آروغ ترش و برودت گرده و درد کمر و تقویت اعضاء باطنی و رفع بدبوئی دهان و خنازیر و سرطان و دردهای بلغمی نافع و نگاه داشتن او اندک زمانی در دهان موجب شدت نعوظ و یک در هم سائیده او با یک اوقیه شیر گوسفند ناشتا بنوشند در تحریک باه مجرب است. ( از تحفه حکیم مؤمن ). از ابزار دیگهاست و گرم و خشک است به درجه سیوم. معده سرد و تر را سود دارد و قوی کند و بوی دهان خوش کند و قولنجی و درد گرده را سود دارد و قوه باه را زیادت کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
خولنجان. [ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از بخش فلاورجان شهرستان اصفهان. واقع در جنوب فلاورجان و متصل به جاده مبارکه به اصفهان. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و 1430 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ عمید
گیاهی از خانوادۀ زنجبیل، با ریشۀ ضخیم، سرخ، و تندمزه، ساقه های هوایی فراوان، و گل های خوشه ای که در طب و داروسازی به کار می رود.
فرهنگ فارسی
دهی از بخش فلاورجان شهرستان اصفهان واقع در جنوب فلاورجان و متصل بجاده مبارکه به اصفهان. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و ۱۴۳٠ تن سکنه.
دانشنامه عمومی
خولنجان (سرده). خولنجان، قولنجان یا خسرودارو ( نام علمی: Alpinia officinarum ) گیاهی از خانواده زنجبیلیان است که بومی آسیای جنوب شرقی می باشد و کاربرد خوراکی و دارویی دارد به ویژه ریشه و ریزوم آن. موارد مصرف در بهبود سیاتیک و دردهای مزمن کمر طبعی گرم و تر دارد.
• درمان ناباروری و نازایی
• درمان لکنت زبان
• بهبود دیابت
• درمان زودانزالی
• درمان آسم
• کاهنده ترشی معده
دانشنامه آزاد فارسی
خولَنْجان
گیاهانی از جنس Alpinia متعلّق به تیرۀ زنجبیل. از ریزوم آن ها استفادۀ دارویی و ادویه ای می شود. گونه A.officinarum را خولنجان کوچک/خولنجان چین/خولنجان صغیر چینی/خولنجان هندی/خولنجان مصری می نامند و گونه A.galanga را خولنجان بزرگ جاوه می نامند. ریزوم این گیاهان پس از قطعه قطعه و خشک کردن در بازار ادویه ارائه می شود. این گیاهان در چین، هند و سیلان می رویند. این داروها را در فارسی خسرو دارو می نامند و این نشان می دهد که ایرانیان حداقل از زمان انوشیروان با این دارو آشنایی داشته اند. تاتارها از این ادویه برای معطرکردن چای استفاده می کرده اند و احتمالاً ایرانیان از طریق آن ها با این ادویه آشنا شده اند.
جمله سازی با خولنجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در فروردین ۱۳۲۱ در یکی از روستاهای منطقه لنجانات، به نام خولنجان (زیبا شهر کنونی) به دنیا آمد. دوره دبستان را تا سال سوم ابتدایی در همان روستا گذراند. از سال چهارم به اصفهان آمد. ابتدا در دبستان پهلوی واقع در خیابان استانداری ثبت نام کرد. از سال پنجم به مدرسه هراتی که تازه تأسیس شده بود و جزو مدارس نمونه معروف بود رفت. بعد از دریافت دیپلم، جهت ادامه تحصیل به پاریس عزیمت کرد و در رشته دندانپزشکی مشغول تحصیل شد. همزمان به فعالیتهای سیاسی روی آورد. در سال پنجم دندانپزشکی که دروس تحصیلی کمی سبکتر شده بود، مسئولیت خانه ایران که به تازگی در کوی دانشگاه تشکیل شده بود را برعهده گرفت و برای نخستین بار بحث آزاد را در اروپا پایهگذاری کرد و مورد غضب دستگاه حاکمه قرار گرفت.